یک مدرسه بازسازی شده در روستای شیبکوه بندر چارک در استان هرمزگان، با حضور کتایون ریاحی بازگشایی شد.

كتايون رياحي با حضور در روستاي شيبكوه بندر چارك در استان هرمزگان يك مدرسه را بازسازي كرد و باعث خوشحالي 45 كودك شد.

به گزارش بنياد نيكوكاري كمك، صبح روز بيست و چهارم ارديبهشت سال 92، صبح و روزي خاطره انگيز و خوشحال کننده براي بچه هاي محصل روستاي "خرابه" از توابع بخش شیبکوه بندر چارک در استان هرمزگان بود؛ زيرا در اين روز، آن ها از افتتاح دو كلاس درس و مدرسه اي مناسب در محل زندگي شان بهره مند شدند ؛ و قلب هاي شان از اميد بيشتر و آينده اي بهتر سرشار شد .

اين اولين اقدام رسمي بنياد نيكوكاري كمك با مديريت كتايون رياحي هنرمند نام آشنا و سفير مهر بود كه در مدت كوتاهي به سرانجام رسيد . (بنياد نيكوكاري كمك از سوم اسفند ماه 1391 رسما گشايش يافته و كار خود را آغاز كرده است.)



رياحي كه از سال 1390 ، به فعاليت هاي اجتماعي و نيكوكارانه اش دامنه وسيع تري داده بود و با سفر به سومالي ، شكلي تازه به اين بخش از فعاليت هاي خيرخواهانه بخشيد ، در همان سال به عنوان سفير مهرآفرين انتخاب شد و در طي چند سفر به مناطق محروم شهرهايي نظير زاهدان ، بندرعباس و كرمان ، و با توجه به نياز مبرم بخش هاي محروم تر جامعه به كمك هاي بيشتر ، و با نيت وسعت و شتاب دادن به چنين فعاليت هايي ، " بنياد كمك" را پايه ريزي كرد و در همان بدو امر با انتخاب دو روستا از جمله همين روستاي خرابه ، به بهسازي اماكن آموزشي ، بهداشتي و تامين نيازهاي مختلف رفاهي و فرهنگي همت گمارد و روز گذشته با حضور در مراسم افتتاح دوباره مدرسه ابتدايي منظر روستاي خرابه ، ثمره نخستين فعاليت جدي بنياد كمك را عيني كرد و 45 كودك محصل مشغول به تحصيل را در اين منطقه به وجد آورد .

شايان ذكرست كه این روستا دارای 30 خانوار جمعیت بوده ، فاقد لوله كشي آب و از جاده اصلی بسیار دور ، و راه آن ، خاکی است و رفت و آمد برای اهالی سخت و بسيار پر هزینه است.

مراسم گشایش مدرسه منظر روستای خرابه ، با حضور کتایون ریاحی و جمعی از مسئولان شهری از جمله شهردار و بخشدار و رئیس آموزش و پرورش و نمایندگان فرمانداری و سازمان بهزیستی استان هرمزگان ، و همچنین با حضور مردم روستای خرابه برگزار شد ؛ در آئین نمادین این گشایش ، ابراهیم امینی یکی از معلمان بازنشسته ، رابط و نماینده بنیاد کمک با اشاره به مشکلات موجود و روند فعالیت های بنیاد در روستای خرابه ، گزارشی ارائه کرد ، او گفت : اهالی روستای خرابه به علت دوری و مسافت طولانی تا شهر ، از داشتن نعمت آب محروم اند و وضعیت بهداشت در این منطقه بسیار پایین و اسف بار است . پیش از حضور بنیاد کمک در این روستا ، آن ها دارای یک ساختمان کوچک نیمه کاره(بعنوان مدرسه!) بودند که آن هم فاقد سرویس بهداشتی و هر امکانات دیگری بود !



تهیۀ تانکر آب دوازده هزار لیتری و استقرار آن در روستا ، گسترش و بهسازی محیط مدرسه و دو کلاس درس ، تهیه لوازم ورزشی ، تهیۀ لوازم التحریر، همچنین ارسال تغذیه برای بچه های مدرسه به صورت فصلی ، حصار چینی محیط مدرسه و تهیه و تامین آب سرد کن و سرویس های بهداشتی مجزای دخترانه و پسرانه ، احداث زمین بازی و ... ؛ و همچنین تهیه ارزاق به صورت سبد کامل غذایی ، برای تمامی اهالی و ارسال در زمستان 91 و نوروز 92 ، از جمله فعالیت های بنیاد کمک در روستای خرابه بوده است و البته اقدام به تکمیل ، راه اندازی و فعال سازی خانه بهداشت روستا و کمک های دیگر که ادامه دارد
همچنین در این مراسم ، رئیس و مسئولان آموزش و پرورش با اهدای لوح تقدیری از پیگیری ها و حمیت و حضور سفیر مهر ، قدردانی کردند . کتایون ریاحی نیز ضمن بازدید از مدرسه و گفت و گو با اولیای بچه ها ، از همراهی مسئولان حاضر و پیشرفت کار ، اعلام رضایت کرد و بیشتر وقت خود را با بچه ها گذراند ، البته تقاضای تعویض نام خرابه ، به روستای آباده از طرف ریاحی مطرح شد ، که حاضران از آن استقبال کردند ؛ ریاحی گفت : حالا که این همه از آبادی و آبادانی خوشحالیم ، نام خرابه را برداریم و آباده را جایگزین کنیم که همیشه با حسی از سازندگی و شادی توام است ، و ما هم باید به دست خودمان محیط مان و اصلا همه چیز را بسازیم .



 از حواشی جالب این دیدار ، حلقه شدن دست های سفیر مهر و بچه ها بود ، آن ها یکصدا جمله زیبای دست در دست هم دهیم به مهر ، میهن خویش را کنیم آباد ؛ سر دادند .
- همچنین باید از یکی از دانش آموزان مدرسه یاد کرد که با نهایت شادی از حضور و دیدار سفیر مهر و کمک های صورت پذیرفته ، قدردانی کرد و با انتخاب واژه هایی زیبا ، اشک ریاحی و همراهان را در آورد .

طبق اعلام بنیاد کمک ، بزودی بازدید از دومین پروژه کمکرسانی بنیاد کمک به یکی دیگر از روستاهای محروم استان هرمزگان صورت خواهد پذیرفت.

گفتگوی اخنصاصی هنرآنلاین با کتایون ریاحی:ایمان دارم می‌توانیم در کشورمان فقر را ریشه کن کنیم

کتایون ریاحی مدتی است به عنوان سفیر موسسه نیکوکاری مهرآفرین به مناطق محروم سر می زند این بار به همراه فاطمه دانشور به شیرخوارگاه آمنه رفته و می گوید باید فکری جدی برای این کودکان شود.
کتایون ریاحی در گفت و گو با خبرنگار سینمایی "هنرآنلاین" درباره بازدید از مناطق محروم گفت: هر بار که توفیق دیدار و دلجویی مردمانی از شهرهای کشورمان دست می دهد و در جریان زندگی طاقت فرسای بخش های محروم جامعه قرار می گیرم دردی جانکاه تمامی وجودم را فرا می گیرد و از اینهمه محدودیت و رنج بی دلیل در عذابم و قلبم می شکند.

وی ادامه داد: باور دارم که محرومیت ها و بی عدالتی ها محصول کم کاری های فرهنگی و نشناختن حقوق طبیعی هر شهروند ایرانی است. در این مدت یک سال که به شکل منظم تر به موضوعات این حوزه ها پرداختم و در این بازدیدها به یک نتیجه روشن رسیدم که ما در کشورمان قطعا می توانیم فقر را ریشه کن کنیم، شک ندارم و فقط باید اراده کنیم و بخواهیم.

کتایون ریاحی درباره بازدید از شیرخوارگاه آمنه گفت: دو حالت متضاد در دیدار از این کودکان داشتم، نگاه کردن به معصومیت بی انتهای بچه ها درون را به نقطه اوج پالایش معنوی می برد و دوم اینکه تعدادی از این کودکان در کمال ناباوری مشکلات ناشنوایی دارند که اگر به هنگام و سر وقت اقدام شود خوب می شوند وگرنه ضایعه ای دیگر دامن جامعه را خواهد گرفت و امید است که مسئولان پیگیری کنند و علاج واقعه قبل از وقوع صورت گیرد.
(وای این عشقهFree Smiley خیــلی نازه)
 
کتایون ریاحی سفیر مهر آفرین با تقدیر از تلاش های صورت گرفته مسئولان شيرخوارگاه ، بر حضور گروه های مردمي در فعالیت های نیکوکارانه تاکید کرد و افزود : بسیاری از بازیگران و هنرمندان ، فرصت زیادی برای حضور فیزیکی در کارهای خیرخواهانه پيدا نمي كنند ، اما من مي دانم كه قلب آنان براي اين مردم و نيازمندان مي تپد و مطمئنم كه به وقت مقتضي ، از هيچ امري در كمك به همنوع فرو گذار نخواهند بود . دليل حضور اندكي بیشتر من هم ، خداحافظی از اين عرصه است .

وی با اشاره به لزوم مشارکت بیشتر مردم در فعالیت های نیکوکارانه و همچنین فعالیت های مصلحانه اجتماعی گفت : باید به سمتی حرکت کنیم که ngo ها و گروه های مردم نهاد به وجود بیایند و رشد کنند و مردم با استفاده از این گروه ها در فعالیت های نیکوکارانه شرکت کنند زیرا گروه هاي اينچنيني می توانند از تضییع حقوق جامعه جلوگیری کنند .
(خیـــلی نازه!مرسی نینا جون)

 در پایان این دیدار ، سفير و مديرعامل مهرآفرين از محل نگهداری کودکان و نوزادان در شیرخوارگاه آمنه بازدید کردند و براي مدتي ، لحظاتي كاملا احساسي بر محيط حاكم شد.

 

ادامه نوشته

عکسهای جدید از سفر کتایون ریاحی به کرمان+فیلم

k.jpg

kk.jpg
بقیه در ادامه مطلب

جهت دانلود تیزر مستند تعزیه عشق و پشت صحنه سریال شب دهم به دو لینک زیر مراجعه کنید.

قالِب ها و شِکلَک هایِ لـاولیـ و بیوتیـتیزر مستند تعزیه عشق
قالِب ها و شِکلَک هایِ لـاولیـ و بیوتیـپشت صحنه سریال شب دهم1
قالِب ها و شِکلَک هایِ لـاولیـ و بیوتیـپشت صحنه سریال شب دهم2
قالِب ها و شِکلَک هایِ لـاولیـ و بیوتیـفیلم سفر خانم کتایون ریاحی به کرمان1
قالِب ها و شِکلَک هایِ لـاولیـ و بیوتیـفیلم سفر خانم کتایون ریاحی به کرمان2


قالِب ها و شِکلَک هایِ لـاولیـ و بیوتیـفیلم سفر سومالی

منبع:
حس ناب...سینما
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به گزارش خبرنگار مهر، چند هفته است رادیو تابستانه پنجشنبه‌ها برنامه ویژه‌ای را با اجرای منصور ضابطیان و تهیه‌کنندگی و سردبیری مارال دوستی و رضا ساکی روی آنتن می‌فرستد. برنامه‌ای که هر بار با یک موضوع منحصر به فرد در ساعت ۸ تا ۱۲ از رادیو تابستانه پخش می‌شود.
دوستی درباره موضوع این هفته برنامه به مهر گفت: اسامی عجیب و غریب و خاص را به عنوان موضوع این قسمت از برنامه انتخاب کردیم و از افرادی که در برنامه حاضر خواهند شد، درباره نحوه انتخاب اسمشان سوال کرده و این موضوع را موشکافی می‌کنیم.
وی افزود: آهو خردمند، خداداد عزیزی، اهورا ایمان و اندیشه فولادوند از جمله افرادی هستند که روی خط برنامه می‌آیند و درباره اسم‌هایشان حرف می‌زنند. همینطور زهرا عاملی نیز برای تهیه گزارش سراغ زانیار و سیروان خسروی خواننده‌های جوان کشور می‌رود و از آنها درباره اسمشان سوال می‌کند. همینطور شروین خدابخشی نیز با حضور در ثبت احوال از اسامی خاصی که تا به حال ثبت شده،‌ گزارش می‌گیرد.
این سردبیر همچنین با اشاره به قسمت‌های قبلی برنامه ادامه داد: افرادی چون عادل فردوسی پور، کتایون ریاحی، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، محمدعلی اینانلو، نیکی کریمی، آیدین آغداشلو، کامران تفتی، سحر دولتشاهی، داریوش اسدزاده، پژمان بازغی، عسل بدیعی، علیرضا دبیر، علیرضا قربانی، خاطره اسدی، مانی رهنما، مهدی یراحی، نیوشا ضیغمی، برزو ارجمند، مازیار فلاحی، رضا یزدانی و ایرج طهماسب تا به حال در برنامه حضور داشته‌اند.
کاش بشه فایل برنامشو پیدا کنـیم حداقل!
ادامه نوشته

كتايون رياحي: نيكوكاران به كمك مردم زلزله‌زده بشتابند

کتایون ریاحی سفیر نیکوکاری مهر آفرین و اعضائ این موسسه از نیکوکاران تقاضا کردند تا به کمک زلزله زدگان بشتابند.
به گزارش خبرنگار ایلنا؛ متن دردنامه کتایون ریاحی و اعضائ موسسه مهر آفرین به شرح زیر است:
باری دیگر زلزله‌ای در گوشه‌ای از سرزمین عزیزممان ایران رخ داد و تعداد زیادی از هموطنان و خویشاوندان ما را در کام خود گرفت و دردی جانکاه بر قلب‌های همه ما و بویژه داغدیدگان و مصدومان حادثه نشست. انتظار این بوده که در چنین موقعیتی همه نهادهای ذیربط و مسئولان محترم با تمام وجود برای هموطنان زلزله زده کاری و اقدامی بکنند؛ که حتما به وظیفه انسانی خود عمل کرده و می‌کنند.
اما این امر، از مسئولیت هیچیک از ما و آحاد مردم را کم نمی‌کند؛ بدین وسیله ضمن اعلام همدردی و همدلی با تک تک عزیزانمان در حادثه دلخراش زلزله آذربایجان شرقی، از خداوند مهرآفرین برای تمامی از دست رفتگان، طلب مغفرت و برای همه بازماندگان و خویشاوندان این واقعه تلخ و اندوهبار طلب صبر و شکیبایی داریم؛ و آمادگی کامل خود و تمامی اعضا و یاوران مهرآفرین را برای هر نوع حضور و کمک رسانی اعلام می‌داریم.

گفت وگوي شرق با «كتايون رياحي» سفير صلح موسسه مهرآفرين

اعتياد سرسفره مردم آمده است!

حاشيه هاي زاهدان تلخ است، كوچه ها تنگ و باريك كه مي شود، گويي انبوه مشكلات در خانه هاي كوچكي مي ريزد كه به قول بومي هاي شهر، به تازگي از برق و آب لوله كشي بهره مند شده. شبيه فيلم هاست، بچه هايي كه دنبال ماشين ها مي دوند و كودكي شان در جوي آب بو گرفته همجوار خانه شان خلاصه شده. «كتايون رياحي» به همراه نمايندگاني از موسسه نيكوكاري «مهرآفرين» به ديدار مسوولان استان سيستان و بلوچستان آمده تا بتوانند با تشكيل يك شبكه اجتماعي براي كودكان شهر كاري كنند. فقري كه حتي به گفته مسوولان اين روزها بيش از هميشه نمود بيروني داشته و توسعه شهر را تهديد مي كند.«كتايون رياحي» در سال هاي خداحافظي با بازيگري، به همياري با نهادهاي غيردولتي حامي كودكان و زنان روي آورده. سفير صلح موسسه نيكوكاري مهرآفرين است و به گفته خودش زندگي اش با ايام بازيگري تغيير زيادي داشته، تغييري كه گاهي زندگي عادي او را با تناقض مواجه مي كند، سفر به حاشيه ها، مشاهده زندگي حاشيه نشينان در فقر مطلق و بازگشت به زندگي روزمره؛ با انبوهي از نامه ها و شماره تماس ها و درخواست ها.

سفر به سومالي و حالاحضور در بندرعباس و كرمان و زاهدان. چطور شده كه پايان كار بازيگري تان با همكاري با موسسه هاي خيريه و توجه به مسايل اجتماعي توام شده؟
دغدغه هاي اجتماعي، پيش از بازيگري همراهم بود. چنانچه در 16سالگي يك سالي را در انجمن حمايت از معلولان- خيابان فرجام- كار مي كردم. البته توجه من به امور اجتماعي ريشه در تربيت و نوع نگرش و جهان بيني خانواده ام داشت.

و امروز در سال هاي دور از 16سالگي و فراغت از بازيگري چه انگيزه اي شما را به سومالي قحطي زده و يا مناطق محروم ايران كشانده؟
حالااينگونه مسايل براي من حيطه گسترده تري يافته و احساس مي كنم در فلسفه زندگي ام، جايگاه ويژه اي دارد. آنطور كه تنها به يك احساس خوش نيكوكاري و امر صرفا شخصي محدود نمي شود. شايد دنبال نوعي كنكاش ام و شايد چيزي ديگر.

فقر در سومالي چه شباهت ها و چه تفاوت هايي با فقر در ايران دارد؟
در آفريقا تا جايي كه چشم كار مي كند، تشنگي است، بيابان و خشكسالي و فقر مساله عمومي شمال و جنوب شهر شده اما در بندرعباس دو كوچه آنسوتر برج ها رو به هوا رفته و شكاف طبقاتي بيداد مي كند. در آفريقا مردم تشنه اند، گرسنه اند، فقيرند اما معتاد نيستند اما اينجا در حاشيه هايي كه ما تا به حال از آن بازديد داشته ايم، آسيبي چون اعتياد، تن آدمي را مي لرزاند. از كودك و نوجوان گرفته تا پيرمردها را مي توان با چهره اي سياه و پشتي خميده ديد. اعتياد سر سفره ها و زندگي روزمره مردم ما آمده.

تكليف هنر و مسووليت اجتماعي چه مي شود؟ تا چه ميزان هنرمند مي تواند در حل مسايل اجتماعي همراه سازمان هاي غيردولتي و يا حتي دولت ها شود؟
اين چيزي كه شما مي گوييد را مي دانم اما نمي خواهم وارد اين بحث شوم. آنچه مي گوييد چيزي شبيه فيگور برخي هنرمندان خارجي است اما مساله شخصي من اين نيست. راهي كه حالاو در اتمام دوران بازيگري ام در آن پا گذاشته ام، نوعي ادامه زندگي است، زندگي اي كه مي خواهم متفاوت تر و عميق تر شود. زندگي اي كه مي خواهم به درك بي واسطه اي از درد، فقر و اعتياد و انواع آسيب هاي اجتماعي برسد. نوعي همنشيني با مردماني كه شايد فراموش شده اند و اتفاقا خواست متعادلي از زندگي روزمره شان دارند، اما فقر آنها را از پاي درآورده و زندگي عادي شان را با هزار مساله مواجه كرده، مي خواهم در كنار كودكي باشم كه آرزويش خوردن ميوه است و يا داشتن شناسنامه براي ثبت نام در مدرسه. در اين حاشيه ها كه مي رويم، دردها از جنس ديگري است، دردها آنقدر درد است كه فراموش مي شود، كه به زندگي عادي مردمان پيوست مي شود و در واقع درد جزيي از زندگي مي شود.

البته صرفا منظورم تجربه شخص شما نبود، مي خواهم بدانم شما با پيشينه بازيگري تان فكر مي كنيد كه تكليف مسووليت اجتماعي هنرمندان چه مي شود، مي توان انتظاري عمومي تر مطرح كرد؟
به حضور هنرمندان در اين عرصه ها با وسواس نگاه مي كنم، چرا كه شمشير دودمي است بسيار حساس، مرزي ميان تبليغ و نمايش آرتيستيك از خود و رفتاري اجتماعي. به ويژه اينكه مي بينم چنين اقداماتي در جهان به نوعي با يك تبليغ انسان دوستانه و نمايي آرتيستيك از هنرمندان همراه مي شود.
شما با هر تعريفي هم كه از هنرمند داخلي و خارجي ارايه دهيد، به هر شكل براي هنرمند مسووليت هاي اجتماعي متصور است. همين كه خودتان هم امروز به چنين حوزه هايي روي آورده ايد.
در اين مساله ترديدي نيست، اما بگذاريد اينطور پاسخ بگويم كه «غير از هنر كه تاج سر هر دو است، دوران هيچ سلطنتي پايدار نيست.»


تصويرتان از فقر و آسيب اجتماعي براي شخص شما در اين سفرها تا چه ميزان متفاوت شده؟
بگذاريد صريح به شما بگويم كه هنوز به يافته خاصي نرسيده ام و تازه دارم تلاش مي كنم تا بتوانم تنها با گوشه هايي از مسايل و دغدغه هاي مردمان حاشيه آشنا شوم، فكر مي كنم كه اگر كسي با يكي، دو جلسه و حتي يكي، دو سال نشست و برخاست با چنين مردمي، بگويد كه به دريافتي از درد آنها رسيده دروغ مي گويد. به ويژه به دريافتي از مفهوم فقر. به نظر من تا زماني كه در آن جايگاه نباشي و واقعا گرسنه نباشي، دريافت اين مشكلات شايد تنها يك كار نمايشي باشد.

در اين سفرها اغلب مردم از شما تقاضاهايي مطرح مي كنند، اين سفرها كوتاه است و انتهايش به بازگشت دوباره تان به زندگي عادي همراه مي شود. چه تصويري از زندگي مردمان ساكن در مناطق حاشيه نشين به زندگي شما آمده و چه تاثيري داشته؟
اين را بي اغراق مي گويم، زندگي آنها در تمام لحظه هاي من تنيده است، انگار كه وزن زندگي برايم بيشتر مي شود، نوعي سنگيني در تمامي لحظه ها. تصاوير زندگي مردم در حاشيه ها، نه فيلم است و نه سينما، نه حتي از جنس مستند. چيزي شبيه دردهاي زندگي است و تنها اميدوارم كه بتوانيم به زواياي پنهان مانده اي از اين دردها نزديك تر شويم و در مورد رفع آن به راه چاره اي برسيم. بزرگترين فقر در حاشيه هاي شهر، فقر فرهنگي است.

در اين سفرهاي اخير آيا به تجربه موفقيت آميزي هم رسيده ايد؟
ايده شبكه سازي اجتماعي از سوي موسسه مهرآفرين دنبال مي شود. دنبال اين هستيم كه يكسري از كارهاي مددكاري از سوي نسل جوان ساكن در حاشيه ها شكل گيرد. هم درآمدزايي مي شود و هم مي توانيم براي دوره اي آنها را از محل زندگي خارج كرده و براي آموزش به نقطه اي ديگر بياوريم. همين حالادر تهران هر مددكار، 10پرونده دارد. در نظر داريم از خود انسان هاي بومي براي تربيت مددكار استفاده كنيم. شبكه سازي ها هم تا به حال خوب پيش رفته، بسياري از نيروهاي داوطلب هزينه هاي درمان و كمك رساني به برخي حاشيه نشين ها را بهبود بخشيده اند، به ويژه اينكه در هر شهري بنا داريم تا دفتري منطقه اي و شعبه اي از موسسه مهرآفرين را بنا كنيم. همچنين بنا داريم تا در اين بازديد ها بتوانيم اعضاي جوان تري را هم با خود به همراه بياوريم تا در آنها نيز دغدغه هاي تازه اي شكل بگيرد. منظورم دريافت بي واسطه از آسيب هاي اجتماعي و فقر است. گاهي فكر مي كنم كه آنها از واقعيت ها خيلي دور افتاده اند.

تجربه زن بودن و مادر بودن، تا چه ميزان در دريافت شما از مشكلات اجتماعي و به ويژه مسايل زنان تاثيرگذار بوده؟
نمي دانم، شايد اگر مرد هم بودم دريافتم از دردهاي زندگي اين مردمان به همين ميزان بود اما تنها مي دانم كه زن بودن، وظيفه اي دشوار است.

روزنامه شرق ، شماره 1598 به تاريخ 18/5/91، صفحه 13 (سرزمين)
مرسی فاطمه جونمFree Smiley